تبليغاتclose
❤ گالری من ❤

❤ گالری من ❤

دانلود دکلمه شکلات از قمیشی

 

 اینم دکلمه ی خیلی قشنگه شکلات از قمیشی

خیلی قشنگه حتما دانلود کنید بعدشم نظر یادتون نره

   دانلود

 

 

 


+ نوشته شده در جمعه 13 اسفند 1389 ساعت 16:35 توسط reyhane |

شکلات

 

  شکلات 

اون روزا...ما دلی داشتیم...واسه بردن، جونی داشتیم...واسه مردن، کسی بودیم...کاری داشتیم، پائیزو بهاری داشتیم...تو سرا، ما سری داشتیم، عشقیو دلبری داشتیم...

با یه شکلات شروع شد. من یه شکلات گذاشتم کف دستش، اونم یه شکلات گذاشت تو دست من.

من بچه بودم، اونم بچه بود. سرمو بالا کردم، سرشو بالا کرد. دید که منو میشناسه. خندیدم.

گفت دوستیم؟

گفتم دوستِ دوست...

گفت تا کجا؟

گفتم دوستی که تا نداره...

گفت تا مرگ.

خندیدمو گفتم: من که گفتم تا نداره...

گفت باشه. تا پس از مرگ.

گفتم نه، نه، نه، نه. تا نداره.

گفت قبول. تا اونجا که همه دوباره زنده میشن. و اون زندگی پس از مرگ...بازم با هم دوستیم، تا بهشت، تا جهنم...تا هرجا که باشه منو تو با هم دوستیم...

خندیدم گفتم تو براش تا هر کجا که دلت میخوا، یه "تا" بذار. اصلا یه تا بکش، از سر این دنیا، تا اون دنیا. اما من اصلا براش تا نمیذارم...

نگام کرد، نگاش کردم. باور نمیکرد. میدونستم اون میخواست، حتما دوستی ما تا داشته باشه، دوستی بدون "تا" رو نمیخواست...

زندگی یعنی چکیدن                 همچو شمع از گرمی عشق

زندگی یعنی لطافت                  گم شدن در نرمی عشق

زندگی یعنی دویدن                   بی امان در وادی عشق

رفتن و آخر رسیدن                    بر در آبادی عشق

میتوان هر لحظه هر جا              عاشقو دلداده بودن

پر غرور چون آبشاران                 بودن اما ساده بودن

گفت بیا برای دوستیمون یه نشونه بذاریم. گفتم باشه، تو بذار. گفت شکلات. هر بار که همدیگه رو میبینیم، یه شکلات مال تو، یکی مال من. باشه؟ گفتم باشه...

هر بار یه شکلات میذاشتم تو دستش، اونم یه شکلات میذاشت تو دست من.

باز همدیگه رو نگاه میکردیم، منو تو دوستیم...دوستِ دوست...

من تندی شکلاتامو باز میکردم، میذاشتم تو دهنمو تندو تند می خوردم.

می گفت شکمو! تو دوست شکموی منی...و شکلاتشو میذاشت تو یه صندوقچه کوچولوی قشنگ...می گفتم بخورش...میگفت تموم میشه. میخوام تموم نشه. برای همیشه بمونه.

صندوقش پر از شکلات شده بود. هیچ کدومشونو نخورده بود. من همشو خورده بودم...

گفتم اگه یه روز شکلاتاتو مورچه ها بخورن، یا کرما، اونوقت چکار میکنی؟...

گفت مواظبشون هستم...میگفت، میخوام نگهشون دارم، تا موقعی که دوست هستیم...

و من شکلاتمون باز میکردمو میذاشتم تو دهنمو میگفتم نه، نه، نه، نه. دوستی که "تا" نداره...

یک سال، دو سال ، پنج سال، هفت سال، ده سال، بیست سالش شده.

اون بزرگ شده، منم بزرگ شدم.

من همه ی شکلات هامو خوردم، ولی اون همه ی شکلات هاشو نگه داشته.

امشب اومده، تا خداحافظی کنه.

میگه میخواد بره... بره اون دور دورا... میگه میرم، اما زود برمیگردم...

من که میدونم میره و بر نمیگرده...

یادش رفت شکلات به من بده. من که یادم نرفته... یه شکلات گذاشتم کف دستش، گفتم این برای خوردن، یه شکلات هم گذاشتم کف اون دستش: اینم آخرین شکلات، برای صندوق کوچولو...

یادش رفته بود صندوقی داره برای شکلاتاش... هر دوتا رو خورد...

خندیدم. میدونستم دوستی من "تا" نداره، میدونستم دوستی او "تا" داره...مثل همیشه.

خوب شد من همه ی شکلاتامو خورده ام...اما اون هیچ کدومشونو نخورده بود...

حالا با یه صندوق...پر از شکلاتی نخورده، چی کار میتونه بکنه؟...

این دیگه فکر نداره                 وقتی میشنوی میگم
تو برو باهام نمون                  حتی اسممو نیار
اگه یک شب دیگه                  زیر بارونا قدم زدی بدون
که تمام فکر من پیش تو بود     مث تو تو زندگیم هیشکی نبود...

 


+ نوشته شده در جمعه 13 اسفند 1389 ساعت 1:42 توسط reyhane |

قلب و love

 

  قلب و  love    

 

                 

             

 بقیشونو تو ادامه مطلب ببینید


ادامه مطلب


+ نوشته شده در دوشنبه 9 اسفند 1389 ساعت 3:55 توسط reyhane |

فانتزی ها

 

 فانتزی ها  

 

 

 

 بقیشو تو ادامه مطلب ببینید

نظر یادت نره دوستم


ادامه مطلب


+ نوشته شده در دوشنبه 9 اسفند 1389 ساعت 3:48 توسط reyhane |

رمان

 

  دانلود رمانهای موبایل 

 

 

 این رمانها با پسوند .jar (جاوا) میباشند و فقط مخصوص موبایل هستند

و حجم خیلی کمی دارند حتما دانلود کنید و بخونید نظر هم فراموش نشه .

 

 

     افسون سبز 

 

    غزال

 

   چشمهایی به رنگ عسل

  

   دالان بهشت

 

 "  بقیه رمانهارو از ادامه مطلب ببینید  "

 


ادامه مطلب


+ نوشته شده در دوشنبه 9 اسفند 1389 ساعت 3:34 توسط reyhane |

شکلکها و اسمایلها

  شکلکها و اسمایلها 

  

    

بقیشو تو ادامه مطلب ببینید

نظر یادتون نره


ادامه مطلب


+ نوشته شده در یکشنبه 8 اسفند 1389 ساعت 21:17 توسط reyhane |

جدا کننده ها

 

      جدا کننده ها 

 

 

        بقیشونو تو ادامه مطلب ببینید 

 

 


ادامه مطلب


+ نوشته شده در یکشنبه 8 اسفند 1389 ساعت 1:37 توسط reyhane |

تصاویر متحرک زیبا


+ نوشته شده در جمعه 6 اسفند 1389 ساعت 15:21 توسط reyhane |

آیا میدانید ؟ از نوع خنده دار !!!

آیا میدانید ؟ از نوع خنده دار !!!

 

 چرا روي آدرس اينترنت به جاي يك دبيليو، سه تا دبيليو مي‌گذارند؟ چون كار از

محكم‌كاري عيب نمي‌كنه

 چرا مار نمي‌تواند به مسافرت برود؟ چون دست ندارد كه براي خداحافظي تكان دهد

 براي قطع جريان برق چه بايد كرد؟ بايد قبض آن را پرداخت نكرد  

 آخرين دنداني كه در دهان ديده مي‌شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعي

 چطور مي‌شود چهارنفر زير يك چتر به‌ايستند و خيس نشوند؟ وقتي هوا آفتابي باشد

اين كار را انجام دهند

 اگر سر پرگار گيج برود چه مي‌كشد؟ بيضي

 اگر كسي قلبش ايستاده بود چه مي‌كنيد؟ برايش صندلي مي‌گذاريم  

 چرا لك‌لك موقع خواب يك پايش را بالا مي‌گيرد؟ چون اگر هر دو را بگيرد، مي‌افتد

 چرا دود از دودكش بالا مي‌رود؟ چون ظاهرا چاره ديگري ندارد

 چرا دو دوتا مي‌شود پنج تا؟ چون علم پيشرفت كرده

 اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده چيست؟ طلاق

 ناف يعني چه؟ ناف نمره صفري است كه طبيعت به شكم بي‌هنر داده است خط  

وسط  

 قرص براي چيه؟ براي اينكه اگه با آب نرفت پايين با پيچ‌گوشتي بره    

 چرا فيل از «سوراخ سوزن» رد نمي‌شه؟ براي اينكه ته دمش «گره» داره

 

 


+ نوشته شده در جمعه 6 اسفند 1389 ساعت 15:13 توسط reyhane |

دانلود صداهایی که دوست دارید

 

 دانلود صداهایی که دوست دارید

 

 برای جلوگیری از کنجکاوی خود( فوضولی ) به ادامه مطلب برید و این صداهارو دانلود کنید  و بعدش نظر تونو بهم بگید

 


ادامه مطلب


+ نوشته شده در دوشنبه 2 اسفند 1389 ساعت 20:20 توسط reyhane |